۱۳۹۰-۰۳-۱۴

یه روزی هم هستش که احساس میکنی دیگه کاربردی نداری... میبینی بقیه خیلی
بیشتر به کار میان تا تو..
بعد احساس میکنی بود و نبودت دیگه فرق زیادی نمیکنه! کم کم دیگه دیده
نمیشی و به خاطر سعی ای که در دیده شدن داری تبدیل میشی به یه مزاحم.. یه
کنه حتی!
یه کم جسارت میخواد.. که قبل از بیرون انداختنت, قبل از کنه شدنت, خودت
پاشی بری بیرون!!!
اینا قانونه.. در مورد همه هم صدق میکنه.. همه

۱۳۸۹-۱۲-۲۷

خیلی غم انگیزه وقتی هیچ بودنِ خودتو حس میکنی
وقتی حس میکنی چقدر خنثی هستی
وقتی بودن و نبودنت هیچ فرقی نمیکنه؛ یا حتی نبودنت بهتره
دلت میخواد.. نباشی.. دلت میخواد خودتو کمرنگ کنی.. خودتو حذف کنی

۱۳۸۹-۱۱-۲۹

دلم میخواد بتونم و هیچ وقت... هیچ وقتِ هیچ وقت، این چیزا رو بهت نگم.
دلم میخواد بتونم و واسه همیشه توی دلم نگه دارمشون. دلم میخواد وقتی
دارن اتفاق می افتن، بتونم فقط نگاه کنم و باز هم هیچی نگم، هیچیِ هیچی.

۱۳۸۹-۱۱-۱۵

بعضی وقتا یه حرفایی به ذهن آدم میاد، یه چیزایی تو دل آدم جمع میشه که فقط و فقط خود آدم میتونه بفهمَتشون...
به هیچ زبونی و واسه هیچکی نمیتونی بگی

۱۳۸۹-۱۰-۲۵

کاش یکی میومد به این رفیقِ اندرونیِ ما میگفت که
اشتباهاتت از همون جایی شروع شد که خواستی خلاف جهت آب شنا کنی!
اون یارو که شخصیت داستانی بود و غول همه ی تونستن ها، نتونست! تو چی میگی اینجا؟! هان؟
آره حاجی، نکن که نمیشه
تنهایی یعنی هیچ کسی به خاطر خودت نخوادت
تنهایی یعنی این
تنهایی یعنی من

۱۳۸۹-۱۰-۱۹

لب هات... خیلی خوشمزه ان خوب!
بعضی وقتا از شدت خوشمزگی به بی شرفی میرسن!
بعضی وقتا هم اونقدر بی شرف میشن که میتونن آدم بکشن!!! بنگ بنگ! :دی