۱۳۹۰-۰۴-۱۳

یادمه یه وبلاگی بود به اسم "من و ام اس"! شاید هنوزم باشه..
میخوام ازش ایده بگیرم یه وبلاگ درس کنم اسمشو بذارم "من و پریود"
دررر این حد حاد!
شاید یه فرجی شد اصن..، به قرعان!

۱۳۹۰-۰۳-۲۷

معتاد شده ام..
به آه!!!
آه میکشم.. آه میکشم.. آه میکشم..

۱۳۹۰-۰۳-۱۷

بعد یه نوع Drafts مغزانی هم داریم! تنها تفاوتش با Drafts جاهای دیگه اینه که محتویاتش مایع هستن! 
وقتایی هم که بیشتر از ظرفیتش توش چیز بریزی از چشمات میزنه بیرون!
اصن هدفمندِ واسه خودش لامصب!

۱۳۹۰-۰۳-۱۴

یه روزی هم هستش که احساس میکنی دیگه کاربردی نداری... میبینی بقیه خیلی
بیشتر به کار میان تا تو..
بعد احساس میکنی بود و نبودت دیگه فرق زیادی نمیکنه! کم کم دیگه دیده
نمیشی و به خاطر سعی ای که در دیده شدن داری تبدیل میشی به یه مزاحم.. یه
کنه حتی!
یه کم جسارت میخواد.. که قبل از بیرون انداختنت, قبل از کنه شدنت, خودت
پاشی بری بیرون!!!
اینا قانونه.. در مورد همه هم صدق میکنه.. همه

۱۳۸۹-۱۲-۲۷

خیلی غم انگیزه وقتی هیچ بودنِ خودتو حس میکنی
وقتی حس میکنی چقدر خنثی هستی
وقتی بودن و نبودنت هیچ فرقی نمیکنه؛ یا حتی نبودنت بهتره
دلت میخواد.. نباشی.. دلت میخواد خودتو کمرنگ کنی.. خودتو حذف کنی

۱۳۸۹-۱۱-۲۹

دلم میخواد بتونم و هیچ وقت... هیچ وقتِ هیچ وقت، این چیزا رو بهت نگم.
دلم میخواد بتونم و واسه همیشه توی دلم نگه دارمشون. دلم میخواد وقتی
دارن اتفاق می افتن، بتونم فقط نگاه کنم و باز هم هیچی نگم، هیچیِ هیچی.

۱۳۸۹-۱۱-۱۵

بعضی وقتا یه حرفایی به ذهن آدم میاد، یه چیزایی تو دل آدم جمع میشه که فقط و فقط خود آدم میتونه بفهمَتشون...
به هیچ زبونی و واسه هیچکی نمیتونی بگی