۱۳۹۲-۰۳-۲۹

ساعت 9 پرواز داشت... رفت..
یک ماهه سختیه
یک ماه... از الان دلتنگم
ناخودآگاه واتس اپو چک میکنم... الان  وقته تکست زدن هاشه... اما نیست
کاش هواپیما هم وای فای داشت :|

هانی الان حس میکنم این شعرو...
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است..   این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است...
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم...   با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم..


۱۳۹۲-۰۱-۰۹

شاید
شاید خدا دارد به وسیله ی این دست ها از من محافظت میکند
این تنها توجیه من در مقابل این دست هاست...

۱۳۹۱-۱۲-۲۹

پسرم... پسر ِ دوست داشتنی ام
کاش ندانی که چقدر از این حس ِ غربتت غمگینم
کاش بتوانم به روی خودم نیاورم که چشمانم پُر از اشک است وقتی میگویی تنهایی سال را تحویل کردن هم میتواند خوب باشد
نمیدانم چیست... خودم بیشتر حس میکنم عادت کردن باشد تا چیزِ دیگری... هر چیزی که هست، هر حسی که هست... باعث شده غمگینی ات غمگینم کند
ای کاش دور نبودی
من الان باید کنارت میبودم....

۱۳۹۱-۱۲-۲۷

دیروز، شاید برای اولین بار احساس کردم تو هم من را دوست میداشتی
وقتی در واقع هیچ کاری برایت نمیکردم و تو حس ملکه ای را به من میدادی که تسخیرت کرده ام
حتا اگر رفتارهایت، صداهایت، نگاه هایت، همه اش تظاهر بود... خوب بود!
من با همان ها خودم را باور کرده بودم، باوری که خالی بود البته
باوری تهی، که مدت ها بود به من حس ِ قوی بودن میداد
شاید هم آنقدر ضعیف بودی که میتوانستم در مقابلت ابراز ِ قدرت کنم
نمیدانم
هر چه بود خوب بود... بهتر از این که وقتی باید خودت را نشان بدهی، بفهمی چیزی در چنته نداری

۱۳۹۱-۱۱-۲۹

چه خوب است مولانا... چه خوب است...




چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست


                  گرچه با من مینشینی چون چنینی سود نیست

۱۳۹۱-۱۱-۲۸

کاش اونقد پول داشتم که اسپانسرت بشم، اونقد جنم داشتم که مجبورت می کردم بخونی، اونقد توان داشتم که همه جوره حمایتت می کردم... بعد تو موفق می شدی، می رفتی اون بالاها، منم این پایین نگات می کردم لذت میبردم ازت! دقیقا همینجوری...

۱۳۹۱-۱۱-۲۷


مگسی را کشتم

مگسی را کشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من می چرخید

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم

ای دو صد نور به قبرش بارد

مگس خوبی بود

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد

مگسی را کشتم
 

حسین پناهی